العلامة المجلسي
1023
حياة القلوب ( فارسي )
پس در تمام آن روز صداى نالهء پيغمبر خود را مىشنيدند كه با پروردگار خود مناجاة مىكرد ومىگفت : اى سيّد من ! مىبينى تنگى جا وشدت غم واندوه مرا ، پس رحم كن بر بىكسى وبيچارگى من ، وبزودى قبض روح من بكن وتأخير مكن أجابت دعاى مرا ؛ تا آنكه به رحمت الهى واصل شد صلوات اللّه عليه ، پس حق تعالى بسوى جبرئيل وحى نمود كه : اى جبرئيل ! اين بندگان من كه مغرور گشتهاند به حلم من وأيمن گرديدهاند از عذاب من وغير مرا مىپرستند وپيغمبر مرا مىكشند ، آيا گمان مىكنند كه با غضب من مقاومت مىتوانند كرد ؟ ! يا از ملك وپادشاهى من بيرون مىتوانند رفت وحال آنكه منم انتقامكشنده از هر كه معصيت من كند واز عقاب من نترسد ؟ ! بعزت خود سوگند مىخورم كه ايشان را عبرتي وپندى گردانم براي عالميان . پس ايشان مشغول عيد خود بودند كه ناگاه باد تند سرخى بر ايشان وزيد كه حيران شدند وترسيدند وبر يكديگر چسبيدند ، پس زمين را خدا از زير ايشان گوگردى كرد افروخته ، وابرى سياه بر بالاى سر ايشان آمد وآتش بر ايشان باريد تا آنكه بدنهاى ايشان گداخت وآب شد چنانچه سرب در ميان آتش آب مىشود ، پس پناه مىبريم به خدا از غضب أو ، ولا حول ولا قوة الا باللّه العلي العظيم « 1 » . در أحاديث معتبرهء بسيار منقول است كه : أصحاب رس جماعتى بودند كه زنان ايشان با يكديگر مساحقه مىكردند ، پس حق تعالى ايشان را هلاك كرد به عذاب خود « 2 » . وابن بابويه وقطب راوندى رضى اللّه عنهما به سند معتبر از حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام روايت كردهاند ، وثعلبى نيز در عرايس روايت كرده است كه : أصحاب رس دو گروه بودند : يكى از ايشان گروهى بودند كه حق تعالى ايشان را در قرآن ياد نفرموده است وأهل آن باديهنشين بودند وگوسفندان بسيار داشتند ، پس صالح پيغمبر را بر ايشان رسولي فرستاد أو را كشتند ، باز رسولي ديگر فرستاد وأو را كشتند ، پس رسولي ديگر
--> ( 1 ) . عيون أخبار الرضا 1 / 205 ؛ علل الشرايع 40 ؛ ودر عرائس المجالس 151 همين روايت را از امام سجاد عليه السّلام نقل كرده است . ( 2 ) . ثواب الأعمال وعقاب الأعمال 318 ؛ كافى 5 / 551 ؛ تفسير قمى 2 / 113 ؛ معاني الأخبار 48 .